خدای فطرت که در قرآن چندین بار به آن اشاره شده ؛ ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ٣٠﴾ روم:30 پس روی خودرا متوجه آیین خالص پروردگار کن این فطرتی است که خداوند انسانهارا بر آن آفریده ، دگرگونی در آفرینش الهی نیست ، این است آیین استوار ، ولی اکثر مردم نمی دانند پیش از روی آوردن به آیین خالص پروردگار ،
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی

بدون خودشناسی ونرسیدن به خودآگاهی ، انتحاب آیین وایدئدلوژی ومکتب یک سرگرمی ست . ماباید قبل از گزینش هر آیینی وهر ایدئولوژی ومکتبی ، ابتدا باخودشناسی غبارهای زائدذهنی را در خود جامعا پاک ومحو ونابود کنیم. بعداز آن حقیقت برای ما بدون فریب خود آشکار می شود . این تجربه برتر ی ست که با خودآگاهی ، همه می توانیم به آن برسیم . وتنها خودآگاهی ست که هرکس را ماهیتا متحول ودگرگون می کند وفرد را از زمین به عرش می رساند .
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
آیا مامی توانیم بگونه ای زندگی کنیم ، که (خود) را در خود شکل ندهیم و این مرکز توهمی وخیالی را در خود پرورش ندهیم ؟ در حالی که زندگیِ ناخوداگاه تمام انسانها صرف زایش وتولید وپرورش (خود) و تقویت وبقا دادن به این موجود رویایی وغیرحقیقی در خود می شود وانسان فلسفه ای جز بقای خود برای استمرار حیات خودرا نمی شناسد ؟ (خود) جزیی وعضوی از وجود و اندام وبدن یابعد روان شناختی ما نیست ، زائده ای ست که ما آن را نااگاهانه به خود تحمیل می کنیم وخود راناخوداگاه وادار به
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
انسان ، هویتش را با مقام و قدرت ، وثروت و شغل برای خودش ایجادمی کند که این هویت ابداعی ، هویت واقعی انسان نیست . * بزرگترین عارضه ای که قرنها در تمام زمین گریبانگیر بشر گردیده "خودفراموشی " ست . عارضه ای که صلح و سازش ، و امنیت و آرامش مردم را از آنان گرفته ، وهرکه را ناخوداگاه به ورطه ی جدال و ستیز و نزاع وزندگی قهرآلودی سوق داده است که از ماهیت واقعی افراد وانسان به دور است. ممکن است درزمان معاصر بعضی از اندیشه مندان و صاحب نظران دراین باره سکوت اختیار
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی

استقبال از رنج وفرار نکردن از آن ، گشوده شدن چشم انسان به ساختار رنج ، و ماهیت خویشتن است . و فرار از رنج بسته شدن چشم انسان به ماهیت خود وبیگانگی فرد با خویشثن است . نگاه کردن به اعماق رنج و نگریستن به ژرفای خویشتن با رسیدن به یقین با کشف نیروی بصیرت در خود . هرچند این سخن غیرمنتظره وگفتگوی خارق عادتی ست اما حقیقتی ست که با خودآگاهی درانسان رخ می دهد وفرد به ماهیت حقیقی و ذاتی خویش وقوف ودست می یابد .
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
فکرما شرطی شده است به همین دلیل پراز عیب ونقص گردیده ومارا در خود گر فتار می کند . برای دیدن ضعف و نواقص فکر ، باید از فکر فراتر رفت و آن را در خود مشاهده کرد. تازمانی که دراسارت فکر شرطی باشیم ، از دیدن ضعف های فکر محرومیم چون فکر مارا از مشاهده ی خالص وسالم دور می کند وبه همین دلیل جرات مشاهده ی خود را از دست می دهیم . آدمی در محاصره ی سیاهچال فکر خویشتن است در صورتی که رهایی انسان ازاسارت ورسیدن او به کمال عقل و خودآگاهی ، اتفاقی ست که فراتراز عقل
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی

چیزی که برای من خیلی حیرت آور است : من بااشتیاق میلِ جنسی به سمت ارضاء خود می رفتم اماناخوداگاه هرگز اسیرِ لذتِ میلِ جنسی نمی شدم بلکه کنجکاوانه به دنبال مشاهده ی علت آن و مشاهده ی در خود وشناخت ریشه ایِ آن بودم اگرچه از لذت میل جنسی نیز بهره مند می شدم چون می دیدم این لذت طلبی از ذهن سرایت می کند . آنچه مرا دچار حیرت می کرد ، ذهن در من بود که بیشتراز میلِ جنسی ، مرا تحریک برای رسیدن به وصلِ می کرد .
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
هرانسانی دربند تفکر در خودش است که این از استعداد و توانایی های مغز در هرکسی ست . و میلیاردها فکر جوراجور و متناقض ودر تعارص وتقابل باهم در آدمیان وجود دارد . باور و عقاید آدم ها زاده ی تفکر در آنهاست و نتیجتا تعارض و تقابل در میان مردمان بدون شناخت (خود) با تکیه به باور وعقاید خود ، تا ابدالدهر همچنان پابرجاست . انسان برای رهایی از چندگانگی و دوئیت محوری و تفرقه و جدایی ، برای رهایی از هرگونه تناقض وتضادی و برای جداشدن از ستیز و جدال های موهوم وبی اساس تنها با (خودشناسی) ست که از تمام این عارضه ها رهایی خواهد یافت و در آرامش زندگی خواهد کرد . ماتازمانی که در حیطه ی فکر در خود گرفتار باشیم ، با توجه به پشتوانه های قوی انسان شناختی ، روان شناسی و جامعه گرایی وابعاد تاریخی آن ورقابت های سنگین مستولی بر غالب افراد ، نمی توانیم با حقیقت خود در ارتباط باشیم !.. وهرچه بیشتر با خودِ واقعی مان بیگانه می شویم . مگر به شناختِ درستِ (خود) در خویشتن رسیده باشیم . این موضوع امری آموختنی نیست بلکه عملی تجربی ست که می تواند در فرد بوجود آید و کاملا فردی و شخصی ست . آموخته ها می توانند سبب تجربه در فرد نباشند ، اما تجربه عملی ، آموخته های زیاد وفراوانی را بدون مرور کتاب به انسان می آموزند .انسانها با تکیه به افکار وپدیدهاوبراساس آن افکاربرای خود هویتی جعلی ، و بدلی وکاذب می سازند که ماهیت این موضوع خودباختگی به افکاردریافتی از دیگران است وهرگز دست یافتن به هویت واقعی خود نیست . فرد وقتی با افکار وپدیده ها هم هویت می شود میخواهد برای خودش هویتی تازه بسازد اما با جذب شدن به افکار وپدیده های بیرونی ، ناخودآگاه از هویت واقعی خودش دور می شود واز افکار وپدیده ها برای خودش هویتی جعلی و غیر واقعی می
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی
برچسب:
نویسنده: بهراد طباطبایی